تبليغاتX
روستای بروغن

 

بدینوسیله به اطلاع دوستان و آشنایان ارجمند می رساند

مجلس ترحیم مادری مهربان، فداکار و دلسوز مرحومه مغفوره

حاجیه خانم خدیجه بروغنی

مادر شهید والامقام علی بروغنی

طی روز جمعه 7/11/1390 از ساعت 13:30 الی 15 در مسجد حجه ابن الحسن (عج) واقع در خیابان سهروردی شمالی، میدان پالیزی برگزار می گردد. حضور گرم و صمیمی برادران و خواهران گرانمایه موجب شادی روح آن مرحومه و تسلی خاطر بازماندگان خواهد شد.

 

******************************************

خانواده مرحومه

+ نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 18:4 توسط علی بروغنی |

    با توجه به نزديك شدن به ايام انتخاب مجلس شوراي اسلامي و شرايط سياسي موجود در شهر سبزوار، حساسيتي كاذب نسبت به اخبار منتشره از اين وبلاگ بوجود آمده كه ممکن است باعث سوء استفاده و سو تعبير هايي از اخبار منتشره در اين وبلاگ بشود.

بنابراين وبلاگ روستای بروغن تا بعد از انتخابات مجلس يعني آغاز سال 1391 و جشن تولد دو سالگي آن تعطيل خواهد بود.

پيشاپيش از محضر تمامي بروغني هاي عزيز و مخاطبين اين وبلاگ پوزش مي طلبيم و اميدواريم در بازگشت مجدد اين غيبت را جبران كنيم.

سخن پایانی:

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد، نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد؛ خطی ننویسم که آزار دهد کسی را. یادم باشد که روز و روزگار خوش است و تنها دل ما دل نیست.

 یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم. یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم و برای سیاهی‌ها نور بپاشم. یادم باشد از چشمه درسِ خروش بگیرم و از آسمان درسِ پـاک زیستن. یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ...

لطفا به کسی بر نخوره

                                  بر نخوره

                                              برنخوره 

                                                        من یکی پنجره مو میبندم .

تا سلامي دوباره بدرود ...

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 10:43 توسط علی بروغنی |

چند روز پيش و همزمان با آغاز محرم خبري روي خروجي وبلاگ روستاي بروغن قرار گرفت كه بعضي ها را خوشحال و بعضي را ناراحت كرد و جالب اينجاست كه هيچكدام دغدغه شان نه اصل خبر بلكه سواستفاده كردن از اين خبر به هر نحو ممکن بود.

من نمي دانم در كجاي دنيا يك تير چراغ برق مي شود مسئله سياسي اول يك شهر، تا آنجا كه سيل تماس ها و مراجعه ها به دفتر نماينده مجلس آن شهر سرازير مي شود (كساني براي فرار از مسئوايتي كه بايد انجام مي دادند و ندادند و كساني از سر پاچه خواري و ...) و رسانه هاي آن نه از سر دلسوزي بلكه از سر تخريب اقدام به انتشار آن همراه با تحليل هاي مختلف نمودند. بهر حال موسم انتخابات است و رسانه هایی که سر و کله شان فقط موقع انتخابات پیدا می شود و رویکردی جز تخریب هم ندارند این روزها خیلی فعالند. 

در اينجا لازم است نكته اي را خدمت تمامي اين عزيزان عرض كنم: اين وبلاگ و گردانندگان آن هيچ گونه گرايش سياسي و وابستگي نسبت به هيچ شخص حقيقي و حقوقي ندارند. اين مطلب را مي توانيد در آرشیو اين وبلاگ ببينيد.

مسئوليت تمامي اخبار منتشره از وبلاگ روستاي بروغن برعهده شخص اينجانب است (تمامي مشخصات بنده در پروفايل وبلاگ وجود دارد) و خواهشمند است در صورتي كه خبري خلاف واقع و يا خداي ناكرده توهيني به اشخاص حقيقي و حقوقي شده است از مراجع قانوني ذيربط پيگيري نمايند.

عزيزان؛ دغدغه اصلي گردانندگان اين وبلاگ فقط و فقط مردم بروغن و مشكلات آنهاست با هر گرايشي، و اين را به صراحت اعلام مي كنيم.

و پيام من به اين اشخاص:

اگر پیام را خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.

خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.

خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت = خدا!

این همه خود را تحقیر نکنید، و بسي جاي تاسف است كه خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 10:40 توسط علی بروغنی |

مراسم یادواره 26 شهید والامقام روستای مهر سبزوار با حضور مسئولین محترم لشکری وکشوری بامراسمات ویژه تحت عنوان شهادت عاشورایی در تاریخ 5شنبه22/10/90 در محل حسینیه روستای مهر برگزار میگردد.
عزیزان می تواننند در این مراسم شرکت نمایند و باحضور خود باعث شادی روح شهدا وخانواده های ایشان شوند.
ستاد برگزاری یادواره ی 26شهیدوالامقام روستای مهر و حومه

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 23:8 توسط علی بروغنی |

عکسی از روستای بروغن در پربیننده ترین سایت خبری تحلیلی ایران

لینک:http://www.tabnak.ir/fa/news/211530/نگاه-شما-آینه-عاشورا-در-بروغن

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 20:42 توسط علی بروغنی |

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 1:5 توسط علی بروغنی |

با سلام

    ضمن عرض پوزش بابت باز نشدن عكسهاي وبلاگ، به اطلاع مي رساند مشكل مربوط به كندي اينترنت سراسري است كه متاسفانه طي يكي دو هفته اخير پيش آمده است.

لطفا تا درست شدن اينترنت سراسري شكيبا باشيد.

با سپاس فراوان

مدير وبلاگ روستاي بروغن

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 13:59 توسط علی بروغنی |

با سلام

دومین گزارش تصويري عزاداري روز عاشوراي هيئت موسي ابن جعفر (ع) بروغن هاي سبزوار مقيم تهران تقديم مي گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه دارد...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 22:40 توسط علی بروغنی |

با سلام

    دومین گزارش تصویری محرم در روستای بروغن تقدیم می گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه دارد...

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 21:7 توسط علی بروغنی |

با سلام

  اولين گزارش تصويري عزاداري روز عاشوراي هيئت موسي ابن جعفر (ع) بروغن هاي سبزوار مقيم تهران تقديم مي گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تهیه عکس این مراسم بر عهده دوست خوبم احمد بروغنی بوده است.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 12:10 توسط علی بروغنی |

شام غریبان روستای بروغن دیشب با حضور پرشور عزاداران سرور و سالار شهیدان در شب شهادت آن حضرت برگزار شد.

در ابتدای مراسم دعای پرفیض زیارت عاشورا خوانده شد و پس از سخنرانی و مداحی از عزاداران حسینی با وعده شام پذیرایی شد. 

پس از شام نیز عزاداران با روشن کردن شمع و خواندن نوحه و دعا مراسم ویژه شام غریبان را برگزار کردند.

 

 

 

 

 

 

 

 

   

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه دارد...

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 11:28 توسط علی بروغنی |

دهیار روستای بروغن از وضعیت اسفناک روشنایی معابر در روستای بروغن طی دو سال اخیر خبر داد.

موسی الرضا بروغنی دهیار روستای بروغن افزود: علیرغم نامه نگاری و پیگیری های فراوان شورا، دهیاری و بخشداری داورزن پس از دو سال هنوز این این معضل از طرف اداره برق حل نشده باقی مانده است.

وی در ادامه با اشاره به شروع ماه محرم و تردد روستاییان عزیز در شب افزود: از مجموع ۵۲ تیر چراغ برق موجود در روستا تنها ۱۰ عدد دارای روشنایی است که این موضوع با توجه به میانگین سنی بالای مردم روستا خیلی خطرناک خواهد بود.

بروغنی ضمن تشکر از پیگیری های مستمر آقای شم آبادی بخشدار محترم داورزن گفت: طی جلسه ای که به همت بخشدار داورزن و با حضور دهیاران محترم در این زمینه برگزار شد، ایشان دستور پیگیری سریع این قضیه را صادر نمودند که اداره برق داورزن پس از گذشت دو روز از ماه محرم هنوز اقدامی دراین زمینه صورت نداده است.

دهیار روستای بروغن ضمن هشدار نسبت به عواقب جبران ناپذیر خاموشی کوچه های روستایی برای مردم گفت: هر گونه حادثه ای که در این زمینه اتفاق بیافتد قطعا عواقب آن گریبانگیر اداره برق بخش داورزن و شهرستان سبزوار خواهد بود.

+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 23:5 توسط علی بروغنی |

از اربعة الحرام یکی ماه محرم است                               جانا سیه بپوش، که این ماه ماتم است

فرزند شیر لافتی، از نسل مصطفی                                آقا حسین، زینت ماه محرم است

آدم زجبرئیل امین،روضه حسین                                    را چون شنید، قطره اشکش دمادم است

بستند کمر به قتل حسین، این قوم اشقیا                     این کشتی نجات، گرفتار این یم است

ذبح پسر چو خواست کند، برخدا خلیل                          این قرعه برحسین خدا زد، مسلم است

این قوم راکه خدعه و نیرنگ میزنند                                کردند دعوتش که بیا کوفه با هم است

شد رهسپار کوفه و دربین راه دید                                 کوفه شکسته عهد خودش،اوضاع درهم است

کردند کربلا به گرد خیامش محاصره                               بیعت از او بگیرند،فرصت همان دم است

گفتا حسین من ندهم تن به ذلتی                               هرچند اکثرید شما تعداد ما کم است

آری که ذبح پنجمین آل عبا حسین                                کردند کوفیان و یقین دلها همه غم است

ای شیعه بر حسین کنی گریه و حسین                         از شدت گناه تو در اشک و ماتم است

کن توبه از گناه (حسن)چون پیش کردگار                       باب الحوائج است حسین،شافیع محکم است

شاعر: حسن بروغنی

 

+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1390ساعت 20:50 توسط علی بروغنی |

   دوره آموزشی پرورش گلهای آپارتمانی در مرکز آموزش روستای بروغن در حال برگزاری است.

این دوره آموزشی که به همت مرکز آموزش فنی و حرفه ای سبزوار برگزار می شود توسط سرکار خانم مهری بروغنی تدریس می شود.

در این دوره ۱۲ هنرجو از بانوان روستای بروغن طی یک ماه و  ۱۱۲ ساعت آموزش خواهند دید.

در پایان به شرکت کنندگان دیپلم فنی پرورش گلهای آپارتمانی ارائه خواهد شد.

خانم بروغنی مدرس این دوره آموزشی که دارای مدرک لیسانس مهندسی تولید و بهره برداری از گیاهان دارویی معطر است دوره های آموزشی پرورش قارچ و شیرینی پزی را نیز همزمان در روستای چشام تدریس می کند.

+ نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1390ساعت 21:49 توسط علی بروغنی |

   ساعت 9 صبح بود، هیچ کس در کوچه اصلی روستا نبود. راه خانه خاله صدیقه را پیش گرفتم. در راه به این فکر می کردم که چگونه سر صحبت را با او باز کنم.

برای اولین بار بود که به خانه اش می رفتم شاید مثل بسیاریان مردم روستایم.

    از سر کوچه شروع به عکس گرفتن کردم جلوی در خانه اش که رسیدم در کاملا باز بود به سنت همه ایرانیها با یک یا الله وارد خانه شدم، خاله صدیقه  تو ایوان باز و با صفای خانه اش به شیوه خاص خودش نشسته بود درست مثل همیشه.

مثل همیشه زودتر از من سلام کرد. جلو رفتم و پیشش نشستم.

ایوانش خیلی با صفا بود، آرامش خاصی داشت.

    گفتم منو میشناسی؟ گفت صدات شبیه موسی الرضاست(داداشمو می گفت). خودمو معرفی کردم، کمی تعجب تو چهره اش دیدم.

 شاید انتظار آمدنم را نداشت. شاید انتظار آمدن هیچکس را نداشت، مگر رهگذری از سر دلسوزی.

    فکر کردن به این موضوع حس خیلی بدی به من داد. ناگهان صدای خاله صدیقه رشته افکارم را پاره کرد. شروع کرد به تعریف کردن از مادرم. با لبخندی بر لب گفت: ما با هم فامیل بودیم آخه اسم هر دومون صدیقه بود. از خاطراتش با مادرم برایم گفت. از لباسی که مادرم برایش دوخته بود و ...

    نمی خواستم رشته کلامش را قطع کنم، خیلی شیرین صحبت می کرد. با چشمان بسته اش در زاویه ای قرار گرفته بود که انگار دارد مرا می بیند (کسی چه می داند شاید واقعا مرا می دید).

    چهره معصومش هنگام صحبت کردن از خاطره هایش و لبخندی که بر لب داشت، وسوسه ام کرد تا با دوربینم عکسی ازش بگیرم. با شنیدن صدای شاتر دوربینم صحبتش را قطع کرد و گفت صدای چی بود؟ گفتم با دوربینم ازت عکس گرفتم خاله. گفت: ای خاله جان عکس های من به چه درد تو می خوره؟ گفتم می خوام واسه یادگاری، خندید.

    ازش پرسیدم چند سالته خاله؟ گفت نمی دونم 50 سال 60 سال ... یادم نیست (از هوش و ذکاوتی که داشت بعید می دونستم سنش یادش نیاد. از زنان روستا که پرسیدم گفتند بالای 80 سال سن دارد و این برایم جالب بود که این خصلتش مثل همه دختر خانم ها که همیشه سنشان را کمتر از سن واقعی شان می گویند بود. آخه خاله صدیقه هنوز هم دختر بود، چون هیچوقت ازدواج نکرده بود).

با هم گرم صحبت شدیم ...

ادامه دارد ...

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 22:50 توسط علی بروغنی |

به نام خدا

چند وقتی بود نوشتن داستانی راجع به پیرزن شگفت انگیز روستایمان ذهنم را مشغول کرده بود. پیرزنی نابینا که سالهاست تنها زندگی می کند. اولین جرقه این داستان خیلی سالها پیش به دهنم خطور کرد، زمانی که نوجوانی بازیگوش بودم.

 یادم می آید به همراه پدرم داشتم از کوچه اصلی روستا می گذشتیم و غرق در افکار خودم بودم که ناگهان پدرم ایستاد به صحبت با پیرزنی با جثه کوچک که شیوه خاص نشستش برایم جالب بود. از حرکاتش فهمیدم نابیناست.

پدرم برای اولین بار مرا به او معرفی کرد،  اما او که مرا نمی دید دلیل این کار پدرم را نفهمیدم. روزها گذشت بعد حدود یک سال دوباره از همان محل گذشتم تعدادی از زنان روستا نشسته بودند خاله صدیقه هم بود سلام کردم و با سری پایین داشتم عبور می کردم که ناگهان صدای خاله صدیقه راشنیدم که گفت علیک سلام تو پسر فلانی هستی علیرضا بودی درسته یک لحظه ایستادم و با چشمانی حیرت زده گفتم آره منم خاله از احوال پدرم جویا شد و کمی از اخلاقیات مادر مرحومم صحبت کرد خیلی برایم جالب بود او چگونه مرا شناخت، خیلی زیبا و دلنشین صحبت می کرد، دوست داشتم بنشینم و ساعتها با او صحبت کنم اما اونجا پاتوق زنان روستا بود و نشستن اونجا خیلی خوب نبود.

حالا سالها از آن ماجرا می گذرد و بعد از مدتها کمی وقت برای نوشتن دارم تصمیم گرفتم تا کمی از خاله صدیقه روستای بروغن بنویسم. داستانی که شاید کمی شبیه قصه های کودکان باشد و باورش برای کسانی که او را نمی شناسند سخت. اما حقیقت است.

ادامه دارد....

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 22:19 توسط علی بروغنی |

سومین گزارش تصویری بازگشت حجاج روستای بروغن با احترام تقدیم می گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پایان

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 19:34 توسط علی بروغنی |

دومین گزارش تصویری بازگشت حجاج روستای بروغن با احترام تقدیم می گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه دارد...

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 19:21 توسط علی بروغنی |

حجاج روستای بروغن که در تاریخ ۲۳/۷/۹۰ عازم سفر معنوی حج شدند پس از حدود یک ماه در بازگشت با استقبال زیاد مردم روستا مواجه شدند.

اولین گزارش تصویری این مراسم باشکوه با احترام تقدیم می گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه دارد...

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 16:54 توسط علی بروغنی |

عکس مسابقه متعلق به مرحومه سكينه بروغني(همسر مرحوم غلامرضا تاجر) بود.

برنده این مسابقه آقای مصطفی چشامی(محمد نماینده) اعلام می شود.

دوستان عزیز لطفا مشخصات (مخصوصا ایمیل و نام و نام خانوادگی) خود را هنگام شرکت در مسابقات درج نمایید.

با تشکر

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 16:28 توسط علی بروغنی |

با سلام

ضمن عرض پوزش از شما دوستان عزیز به خاطر به روز نبودن وبلاگ به دلیل مشغله کاری زیاد؛ از این هفته هر ماه یک عکس قدیمی از بروغنی ها در وبلاگ گذاشته می شود و به کسانی که این عکس را شناسایی کنند از طرف صاحب ارسال کننده عکس هدیه ای به رسم یادبود تقدیم برنده مسابقه می گردد.

قوانین مسابقه:

۱- اولین شخصی که صاحب عکس را تشخیص دهد برنده مسابقه خواهد بود.

۲- از زمان انتشار عکس یک هفته جهت شرکت در مسابقه زمان خواهد بود. و در پایان هفته تمامی نظرات یکجا به نمایش در خواهد آمد.

۳- اقوام درجه یک صاحب عکس فقط حق نظر دادن دارند و در مسابقه شرکت داده نخواهند شد.

این شما و این اولین عکس این مسابقه

ادامه دارد...

+ نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1390ساعت 23:53 توسط علی بروغنی |

دهیار روستای بروغن از اجرای طرح هادی در روستای بروغن طی یک ماه اینده خبر داد.

موسی الرضا بروغنی اجرای این طرح را سنگ بنای توسعه روستایی نامید و افزود: اجرای این طرح و ادامه آن برای طرح های بعدی می تواند سرآغازی بر مهاجرت معکوس باشد.

وی افرود: طرح هادی روستای بروغن علاوه بر اصلاح ساختار بافت قدیمی روستا، اجرای زیرسازی شهرکی با متدهای جدید شهرسازی را در دستور کار خود قرار داده است.

بروغنی با اشاره به اجرای این طرح در بخش زمینهای کشاورزی افزود: بی شک طرح هادی پلی است که کشاورزی سنتی را با ساختارهای مدرن کشاورزی پیوند خواهد زد.

وی در پایان به فواید این طرح در بخش کشاورزی پرداخت و افزود: علاوه بر افزایش محصول و تسهیل کشاورزی این طرح دست کشاورزان جوان را برای اجرای طرح های تعاونی و همیاری باز خواهد گذاشت.

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 22:43 توسط علی بروغنی |

المانهای جدید مزار شهدای بروغن نصب شد.

نصب این المانها که بعد از برگزاری اولین یادواره شهدای بروغن شروع شد بعد از گذشت حدود دو ماه مراحل پایانی خود را طی می کند.




+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم مهر 1390ساعت 21:50 توسط علی بروغنی |

پر پروانه مادرم چه زود رفت
پر بالت به رنگهاست چه زود رفت
تو زدی پر پر و دیوانه شد این جان و تن‌ من.
دل‌ من پر غمو پر بار شد از پر زدن تو
مادرم، پروانه زیبای قشنگم،
تو سفر کردی و رفتی‌.
من و ما تنها شدیم ، یاد تو هست ، توی این قلب و تن‌ ما

از طرف امیر مهدی بروغنی

 

بدینوسیله درگذشت سرکار خانم پروانه اعرابی همسر مرحوم سرهنگ شریفیان بروغنی را به اطلاع عموم دوستان و آشنایان می رسانیم.

غم از دست دادن مادر ، غمی است سخت و هر کسی این درد بزرگ رو به راحتی نمیتونه درک کنه.

وظیفه خود دانستیم ضمن اطلاع رسانی به تمامی عزیزان مراتب تسلیت عمیق مردم روستای بروغن و دست اندر کاران این رسانه رو خدمت فرزندان ایشان عرض کنیم.

با آرزوی روزهایی خوب و خوش برای این عزیزان

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 18:10 توسط علی بروغنی |

با سلام

هشتمین قاب خاطرات روستای بروغن با احترام تقدیم می گردد.

همچنان منتظر عکس ها و خاطرات شما عزیزان هستیم.

عکس های خود  را به آدرس ایمیل  a.brooghani@yahoo.com ارسال نمایید. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 21:35 توسط علی بروغنی |